72عارف
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • مذهبی
  • ادبیات / شعر
  • طنز
  • کاریکاتور
  • هنـر
  • ورزشی
  • سیاسی
  • اکتشافات

    ویژه نامه تا محرم








    نظرات شما

    آرشیو

    تقویم

    شهریور ۱۳۹۳
    ش ی د س چ پ ج
    « مرداد   مهر »
    ۱۲۳۴۵۶۷
    ۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴
    ۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱
    ۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸
    ۲۹۳۰۳۱  
      

    آثار تاریخی کوهبنان

    باستان شناسی وآثارتاریخی شهرستان کوهبنان

    محله های قدیمی کوهبنان

    یکی از محله های معروف کوهبنان، که از قدیم الایام دارای سکنه بوده است و قدمت آن شاید بتوان

    گفت با وجود آمد ن این شهر هم زمان است محله قدیمی درشوئیه می باشد که در ضلع تقریباً شمال

    غربی این شهرواقع شده است

    دلیل ادعای قدمت این محله از شهر، وجود قنات آب ده ملک و زمین های مجاور این قنات می باشد

    که به لحاظ حاصل خیزی بسیار مرغوب است و درهمین محله آسیاب کهنه ای قرار گرفته است که

    امروز فقط نامی و اثر بسیار کمی از آن مانده است که با آب کار می کرده است

    و امروزه هم از وجود آثار ارزشمند تاریخی و مذهبی بی نصیب نیست

     وجود آرامگاه بی بی عصمت

    بر روی تپه درشوئیه که محل گردشگری وزیارتی اقشار مختلف مردم است به عنوان نگین منطقه

    درشوئیه مطرح است که البتّه تاریخ دقیق و سندی وجود ندارد که این امامزاده شریف به کدام معصوم

    بزرگوار می رسد

    (ع) اما مردم آن بزرگوار را از نوادگان موسی بن جعفر

    می دانند که ازگذشته دور

    مورد احترام همه واقع بوده است و امروزه به عنوان یک فضای سبز بسیار عالی محل گردش و زیارت

    کوهبنانی ها و سایرین قرار می گیرد

    وجود برج درشوئیه در پایین همین آرامگاه بی بی عصمت جز آثاری است که قدمت محله را گوشزد

    می کند

     ساخت این برج بزرگ که در ساختمان آن سنگ و گچ به کار رفته است به دوران قاجار

    برمیگردد که به عنوان مرکز دیدهبانی از آن استفاده میشده و هنوز سالم و پابرجا مانده است

    یکی دیگر از مکان هایی که می تواند در این محله مورد توجه و عنایت قرار گیرد

     باغ بسیار زیبایی

    است که به باغ آ قا معروف است که مرحوم آقا سیدعبدالحسین آل طه مدتی در آن سکونت داشته

    است و میراث اجداد اوست که ا ز قدمت زیاد و وجود معماری بسیار عالی و با شکوهی برخوردار

    است

     این باغ بزرگ شامل قسمت های مختلف تابستان نشین و زمستان نشین و انبارها و سرای خادمین

    و مباشرین می باشد که جای بسیار دیدنی است و هم اکنون در اختیار میراث فرهنگی قرار دارد

    محلات قدیمی

    باغستان بالا ، درشوئیه ، محلّه بالا ، محلّه سیدحسینی ، محله چهار کوچه ، محله چماه ، محله ملکوئیه ، محله

    دوخم، محله دروازه ، محله اپوروار ، محله پایین شهر ، محله حسینیه بزرگ ، محله حسینیه کوچک ، محله

    فیروزآباد، محله درِاداره، محله آسیابها و محله کورهای

    (کورهی کوزه پزی و تنورپزی)

    کاروان سرا

    کاروانسرای بهمن کبرا به صورت زمین بایری موجود است ، کاروان سرای علی رضا و کاروان سرای

    ابولی

    صحاری (صحراها)

    صحرای زارشکان ، صحرای شن آغا (نخجیران) که از آب قنات ده ملک آبیاری و کشت می شده

    است

     صحرای د کان، صحرای ده ملک ، ده نوجواجه ، ده میر بالا، ده میرشیر، ده میر چماه ، درشوئیه ،

    صحرای قلعه و لَردِ آسیاب

    قناتها

    ده ملک، چماه، اپوروار، فیروزآباد، نصرت آباد، نخ جیران، اسماعیل آباد، ده نو، مقیم آباد،

    دهمیرشیب، دهمیربالا، سرداب، دریا (فعلاً خشک شده ) و پائین شهر

    دروازه ها

    سه دروازه داشته : شهرآباد، پایین شهر (محله انصار فعلی )، دروازه دهمیر که دارای خندق بوده و در

    زمان حمله دشمن حکم سدی جلوی آنان بوده است

    دخمه یعنی قبرستان، بالای تخت لطیفی چند ستون بود به نام دخمه گبرها که مرده را یک روز یا یک

    شبانه روز آن جا نگه می داشتند و بعد مرده را دفن میکردند

    مصلی

    کوهبنان دارای مصل ی بوده و نماز جمعه برگزار می شده وامام جماعت را امام جمعه کوهبنانی، جد

    فامیلهای امام جمعه برعهده داشته، و هم اکنون محل استاد یوم ورزشی است

    تیمچه

    یعنی بازارچه، که دارای چند مغازه بوده و درب ورودی داشته که شب ها درِ آن مغازه را می بستند تا

    از دزدی و غارت در امان باشد، اغلب تیمچه در گوشه ای از کاروان سرا، ساخته می شده است

    تیمچه علیخان

    توسط علی خان توکلی که آجر و مصالحش را از محل شیخ ابوسعید ابوالخیر آورده که فردی به نام

    حسن جان جهانگیر خودش حامل آجرها بوده و می گوید روی بعضی آجرها نوشته هایی بود که علی

    خان دستور می داده که روی آجرها را بسایند تا پاک شود

    علی خان چون فردی قدرتمند و با نفوذ بود، گوشه ای از کاروان سرا را اشغال کرد و تیمچه ای ساخت

    و کم کم تمام کاروان سرا را صاحب شد و این کاروان سرا در اصل ملک حاج عبدالباقی از بزرگان

    محل بوده است

    آخوند شهید ملامحمد کوهبنانی

    از جمله عرفا و زمره اولیا و صاحب مقامات رفیع و درجات منیع بود و در »  در تحفه ناصری آمده است

    زهد و ورع کم تر کسی به آن جناب برابری می نمود  آن بزرگوار از اهل روزگار جور بسیار دید و از

    حاکم کرمان به سعایت حسودان اذیت فراوان کشید و بعد از ایذا و آزار آن جناب را از بلده کرمان

    اخراج گردانید و آن بزرگوار به کرات فرمود : که من در این سفر کشته خواهم شد و خون من به

    ————————————————————————

    ۱

    - مجموعه هشت کتاب ( شرح و رساله ) از جمله شرح رساله (شمشیتو الحساب) و دو شرح بود و فصل کتاب خواجه نصیرالدین طوسی به

    شماره ۲۴۱۷ (اسناد خطی) کتابخانه مرکزی دانشگاه

    ۲

    مجموعه مقالات کرمانشناسی انتشارات کرمانشناسی، سیدمحمدعلی گلاب زاده، چاپ مروی، تهران، ۱۳۶۹

    گردن حاکم کرمان خواهد بود هرچند پیغام داد که گناه من چیست و باعث اخراج من کدام معصیت

    است در جواب گفته بود که : در حسن ذات و محامد صفات ایشان مرا حرفی نیست اما ما را به

    درویشان صفایی و از ایشان طلب دعائی نیست . اگر فرضاً حضرت خاتم الانبیا آمده به من گوید که

    فرقه درویشان مردمان نیک نهاد و صاف اعتقادند، من به آن حضرت اعتراض خواهم نمود و کلام آن

    حضرت را منکر خواهم بود . آن بزرگوار لابد و ناچار در سنه هزار و دویست و سی و هشت هجری

    ۱۲۳۸ ه ) از راه بیابان با چند نفر از دوستان عزم زیارت ارض اقدس و مشهد مقدس نمود . در قرب )

    جمعی از طایفه بلوچ به قافله رسیده آن جناب را روز یکشنبه نیمه ش عبان شهید « چهل زمینه » منزل

    کردند. در آن وقت بادهایی تند وزیده، آسمان تیر و تار گردید، بعد از آنکه هوا صاف شد چند نفر

    از اصحاب که در خدمت آن جناب بودند جسد مطهر او را به کوهبنان آوردند و دفن نمودند و قاتل

    حقیقی آن جناب به فاصله سالی به دارالجزا خرامید.

    کرامات آن حضرت بی حد و حساب است، منجمله خبر شهادت خود را قبل از وقوع به یاران خود می

    رسانید، چنانچه در تعلایفه به یکی از دوستان که او را تکلیف به همراهی فرموده بودند رقم کرده بود

    که هرکس از مال و جان و عیال خود توان گذشت آن مرد این سفر است و این شعر را مرقوم فرموده

    بودند: بیت غیرناکامی درین ره کام نیست راه عشق است این ره حمام نیست

    و به کرّات با عوان و انصار خود می فرمودند که من هشت مرتبه به عتبات عالیات و هشت دفعه به ارض

    اقدس و مشهد مقدس مشرف شده ام و هرگز تمنایی از باب امور دنیا در خدمت ایشا ن نکرده ام مگر

    در سفر اخیر خدمت حضرت سیدالشهدا عرض کردم، که ای بزرگوار، تو سید و سرحلقه شهدایی، من

    از جناب تو التماس شهادت دارم و امیدوارم که ملتمس من به اجابت مقرون آید و در واقع چنان شد.

    هم چنین شیخ الشیوخ مولانا شیخ عبدالحسن لحصاوی که از فخول علما و از جمله اتقیا بود ذکر

    فرمود که وقتی در واقعه دیدم که شخصی مرا آگاه گردانید که برخیز، شهید ثانی به عزم دیدن تو می

    آید، چون چشم گشودم جناب ایشان را دیدم که به پرسش من تشریف آورده بودند.

    ۱«. عرض محسنات آن جناب بیرون از حساب است، رحمه الله علیه

    مقبره وی در ک وهبنان به “خاک آخوند ” مشهور است و بنایی آجری و گنبد داری است به شکل

    کثیرالاضلاع که نمای خارجی آن دارای طاقنماهای مضاعف و ۹ دهنه ایوان است . ورودی آرامگاه از

    قسمت جنوبی از طریق دو شاه نشین و پلکان به محوطه فوقانی و طبقه دوم منتهی می گردد . و توسط

    راه پله ای م ارپیچ به گنبد دو پوشه مرتبط می شود . گنبد بر روی ساقه آجری استوار شده و زیر آن

    سنگ قبری از مرمر به طول دو متر و عرض یک متر وجود دارد

    ———————————————————————–.

    ۱

    تحفه ناصری (ذکر بلوک کوهبنان)

    در این بنا کتیبه و تاریخی که حاکی از زمان قطعی ساختمان بقعه باشد وجود ندارد . لیکن به احتمال

    قوی با توجه به سبک معماری ، مق بره آخوند می تواند به قرن یازدهم هجری و در اعداد بناهای زمان

    شهریاران صفوی تعلق داشته باشد. ۱

    خاک آخوند

    مقبره آخوند شهید ملامحمد کوهبنانی

    ————————————————————————

    ۱

    - ثبت تاریخی ۵۲۸- از متن مصاحبه آقا میرزا مهدی خان توکلی متولد۱۳۰۰  و آقای جهانگیر ناصری

    تاریخچه روستای شعب جرّه

    با مراجعه به فرهنگ عمید که از فرهنگ نامه های معروف فارسی است، می توان دریافت شعب یعنی

    قبیله بزرگ و شعبجره شاید به معنی قبیله بزرگ کوچ کننده باشد . لغت نامه دهخدا نیز شعبجره را محل

    دلیران، معنی نموده است. برخی نیز معتقدند که شعبجره یعنی شعبهای جاری از یک رود بزرگ.

    دکتر باستانی پاریزی استاد دانشگاه تهران هم شعبجره را به شعب جرّه و در جایی دیگر شفجره نگاشته

    است. اما این استاد بزرگوار اشاره نموده که در فرهنگ پاپلی، نام این روستا شب چره ضبط شده است

    که ارتفاع آن، از سطح دریا ۱۷۱۳ متر است . در حال حاضر (فروردین ماه ۱۳۸۴ ه .ش.) این روستا

    ۵۰۰ خانوار جمعیت دارد و توابع اطراف آن به ترتیب جمعیت محمدآباد، (حدود ۱۰۰ خانوار ) دارای

    آب قناتی (برای کشاورزی ) و مزارع و باغات، شیور، ( ۶ خانوار ) دارای آب قناتی و مزارع و باغات ،

    احمدی، ( ۵ خانوار ) دارای آب قناتی و مزارع و باغات، دیو، ( ۱ خانوار ) دارای آب قناتی و مزارع و

    باغات، جعفرآباد، دارای آب قناتی و باغات (سکنه ندارد ) کهنوج، دارای آب قناتی و باغات (سکنه ندارد )،

    رمضانی، دارای آب قناتی و باغات (سکنه ندارد)، خرم آباد، دارای آب قناتی و باغات (سکنه ندارد).

    قدمت این روستابهدرستی معلوم نیستاما وجودقبرهای بسیار قدیمی از گذشته بسیار دور حکایت دارد.

    موقعیت جغرافیایی روستا:

    این روستا جزء شهرستان کوهبنان می باشد . از شمال به کوهبنان از جنوب به سیریز و سنگ (از

    توابع شهرستان زرند ) از شرق به کوهستان مشرف به روستاهای رشک ، خاتکون از غرب نیز به رشته

    کوه و بیابان خشک متصل به شهرستان رفسنجان.

    به طور کلی این روستا در گودی قرار دارد که چهارسوی آن را کوه فرا گرفته است.

    از نظر مسافت تا شهرهای اطراف، از طریق راه زمینی، این روستا تا شهر کیان شهر (پابدانا ) ۲۳

    کیلومتر- تا شهر کوهبنان ۵۱ کیلومتر – تا شهر زرند ۶۵ کیلومتر مسافت دارد . همچنین از طریق راه

    جنوبی روستا (جاده سنگ – سید جلال الدین ) تا شهر رفسنجان تقریباً ۹۰ کیلومتر است . این روستا

    همانند سایر نقاط استان کرمان، جزء ناحیه گرم و خشک ایران است و درحال حاضر قریب ۵۰۰۰ نفر

    جمعیت دارد.

    گویند زمانی در این روستا زرتشتیان می زیستند که هنوز هم محلی را که به تپه ی قلعه گبری

    معروف است و درحال حاضر بقایای این محل به چشم می خورد مربوط به آن هاست . همچنین

    قبرستانی نزدیکی این محل به چشم می خورد و قصه هایی از این تپه و قبرستان زبان به زبان گشته که

    شنیدنی و در خور توجه است.

    بقایای تپه گبری شعبجره

    گویند در آن روزگار، هرگاه گبری از دنیا می رفت، دیگران بدن او را برداشته و به بالای این تپه

    می بردند . او را به حالت نیم ایستاده و در حالی که دو شاخه چوب زیرگردن او می نهادند، سه روز

    بدین حال رها کرده و ب از می گشتند . پس از ۳ روز نزد مرده ی خود باز می گشتند . چنانچه کلاغ ها

    اول چشم راست مرده را در آورده بودند، مرده را بهشتی دانسته و در قبرستان با احترام دفن می کردند .

    اما اگر چشم چپ مرده اول بیرون آورده شده بود او را جهنمی خوانده و لذا وی را می سوزاندند . اما

    با ورود اسلام به این سرزمین جملگی مسلمان شدند. ۱

    روستای شعبجره درگذشته دارای دو قلعه ی مهم بوده که یکی از آن دو بسیار بزرگ تر و از نظر

    هنر دفاعی در خور تأمل است . اما شکل کلّی هر دو قلعه به یک صورت است و شامل دروازه و چهار

    برج، در چهار طرف قلعه که با دیواره ای بلند به هم وصل می باشند . قلعه ی اولی که بزرگ تر و

    فرسوده تر است به قلعه ی کهنه معروف است.

    قلعه کهنه شعبجره

    در اطراف این قلعه ی خیلی بزرگ، خندقی قرار دارد که در هنگام حمله دزدان و غارت گران

    ( وسیله ی مناسبی جهت در امان ماندن از شر آن ها بوده است . (شکل ۳

    ۱

    برگرفته از متن مصاحبه با ریش سفیدان منطقه

    ریش سفیدان روستا برای این قلعه (قلعه ی کهنه ) قدمتی بیش از سیصد سال را ذکر می کنند .

    هرچند مدت زیادی از ساخت این قلعه می گذرد اما وجود خندق اطراف قلعه، باعث جلوگیری بیش

    ۱۰ مترمربع می باشد. / از پیش تخریب این قلعه و مساحت این قلعه ۰۰۰

    قلعه دیگر که کوچک تر از این قلعه است، به قلعه ی نو معروف است . این قلعه ۲۵۰۰ مترمربع

    مساحت دارد و فاقد خندق است . اما از روی محل های قرار گرفتن تیرانداز در برج ها و دیوار این قلعه،

    چنین به نظر میرسد که این قلعه هم استراتژیک و شاید محل قرار گرفتن آن خیلی حساس بوده است.

    قلعه نو شعبجره

    مساجد

    مساجد روستای شعبجره عبارتند از : مسلم بن عقیل، مسجد جامع (میر عبدالله)، ابوالفضل العباس،

    امیرالمؤمنین، امام رضا، ولی عصر.

    وضع معیشت روستاییان

    در فاصله ی ۳۰ کیلومتری شعبجره معادن ذغال سنگ پابدانا قرار دارند . در سال های ۱۳۳۰ به s t r e a بعد

    مردان روستا با اشتغال در این معادن و تونل های ذغال سنگ به امرار معاش خود و فرزندانشان پرداخته

    اند و تا چند سال پیش اکثر مردان شعبجره شاغل در شرکت ذوب آهن پابدانا بودند . اما جریان

    خصوصی سازی سبب شد، افراد زیادی از کار در این معادن محروم شون د و این امر در خالی شدن

    روستا و مهاجرت به اطراف، تأثیر مهمی داشته است . اما در حال حاضر، مهم ترین منبع اقتصادی

    روستا از طریق کشت پسته، عاید روستاییان می شود.

    در ضمن امر کشاورزی و دام داری در منطقه در امرار معاش و وضعیت اقتصادی روستاییان تأثیر

    به سزایی دارد.

    قنات شعبجره

    در قسمت شمال این روستا، ده ها چاه همچون زنجیر به هم متصلند، که برخی قدمت حفر این چاه

    ها را که بر روی هم، قنات این روستا را تشکیل می دهد، بیش از دویست سال می دانند . در حال حاضر

    کشاورزی روستا از آب قنات و ایجاد آب انبار انجام می شود.

    پشته های قنات شعبجره

    کشاورزی

    آب کشاورزی این روستا از دیرباز، آب قنات بوده و محصولات آن شامل انار، پسته، گندم، جو،

    ارزن، پنبه، خربزه، هندوانه و خیار است . در حال حاضر بیش تر باغات و زمین های کشاورزی جای

    خود را به درختان پسته داده و از نظر مصرف غلات، اهل روستا خودکفا نیستند.

    آب انبار شعبجره (حوض شیر شعبجره)

    تبدیل شدن مزارع گندم به باغهای پسته

    تحولات روستا

    تا قبل از انقلاب در سال ۱۳۵۷ مشکل این روستا به صورت خطی بود . منازل در کنار نهر آب

    (قنات در شمال روستا واقع است و مزارع در قسمت جنوب، بدین ترتیب منازل مسکو نی در حد فاصل

    قنات- مزارع و باغات ) بنا شده بودند . حتّی آب آشامیدنی این مردم هم، همین آب قنات بوده است تا

    این که پس از ظهور انقلاب، مردم توانستند در سال ۱۳۵۹ طعم آب لوله کشی و بهداشتی را بچشند . در

    سال ۱۳۶۲ روشنایی برق، شب های تاریک این روستا را، مثل روز روش ن نمود . همچنین با همکاری

    مردم و کمک های دولت در سال ۱۳۷۱ مخابرات این روستا شروع به کار کرد.

    قدیمی ترین مدرسه روستا حافظ نام دارد که در سال ۱۳۲۰ ش . تأسیس شده و به صورت مختلط

    اداره می شده است . مدارس دیگر روستا که بعد از انقلاب تأسیس شده اند عبارتند از : دبستا ن دخترانه

    شهید سهرابی، مدرسه راهنمایی دکتر شهید مفتح، مدرسه راهنمایی دخترانه شهید بابایی.

    ساختمان دبستان حافظ

    بهداشت روستا

    تا زمان انقلاب آب آشامیدنی روستا بهداشتی نبود و از آب قنات استفاده می شد . هم اکنون از

    امکانات بهداشتی و آب تصفیه شده از طریق لوله کشی مورد بهره برداری روستاییان قرار می گیرد.

    قبلا تنها محل شست و شو و نظافت مردم روستا استفاده از حمام های عمومی بود و هم اکنون آن

    ها از رونق افتاده و حمام های بهداشتی مورد استفاده روستاییان است.

    رخت کن حمام عمومی شعبجره

    خزانه حمام عمومی شعبجره

    دوش خانه حمام عمومی شعبجره

    تاریخچه کیان شهر و طغرالجرد

    در ۳۶ کیلومتری شهرستان زرند شهر کیان شهر وتوابع اطراف آن شامل روستای طغرلجرد ، حسین

    آباد، علی آباد، سلمان شهر قراردارد . روستاهای طغر الجرد از آثار طغرالشاه سلجوقی قاوردی است

    ۵۶۳ ق ). شرق آن روس تای دشتخاک، جنوب زرند ، غرب دهستان سیریز، شمال آن شهرستان – ۵۵۱)

    کوهبنان واقع شده است. بلندترین قله آن هشونی : ۲۶۰۰ متر ارتفاع

    پوشش گیاهی : به علّت جنس خاک، اختلاف شدید درجه حرارت، کمبود ریزش باران و موسمی

    فقدان یک پوشش گیاهی ممتد و چهره برهنه و بی گیاه زمین به و ضوح به چشم می خورد . در منطقه

    بیابانی گیاهانی مانند گز، تاغ، گیاهان دارویی بادام کوهی، کنگر وحش، زرشک، شاتره، خاکشیر،

    گون، پونه، خارشتر، شیرین بیان، اسپند و خارشتر در شورزارها می روید.

    حیواناتی مانند : آهو، گراز ، گرگ، روباه، کبک، تیهو، بز آهو و میش آهو وجود دارد

    آب و هوا: معتدل کوهستانی می باشد.

    منابع آب : قنات، چشمه و ریزش باران بیش تر در ماه های آبان و اردیبهشت می باشد و رودخانه

    دائمی ندارد.

    بادها: از نوع موسمی خشک می باشد . جهت آن ها از جنوب غربی به طرف شمال و مشرق بیش تر

    در ماههای اسفند، فروردین و اردیبهشت است.

    معادن:

    عمدهترین معادن زغال سنگ می باشد . در زمره غنی ترین ذخایر زغال نواحی جنوب شرقی ایران بیش

    تر در مناطق کیان شهر، هشونی به چشم می خورد.

    طغرالجرد

    طغرالجرد که دربعضی از لغت نامه ها با لهجه محلی طغراجه نوشته شده است . شهری است که طغرل

    ۵۶۲ ) زمان حکومت خود بر نواحی کرمان و کوهبنان بنا نهاده و چون محلی – شاه پسر م حمد شاه ( ۵۵۲

    خوش آب و هوا، دارای مناظر زیبا و تفریحگاه و شکارگاه بوده طغرل شاه اوقات فراغت را در شهر

    ییلاقی خود می گذرانده است از این رو وجه تسمیه آن طغرل گرد می باشد که به معنای شهر طغرل

    است مانند : داراب گرد، سیاوش گرد، شهر سیاوش، شهر داراب (نقل از برهان قاطع)

    موقعیت و طرح قنات با آب فراوان طغرلجرد نشانگر استادی و مهارت مقنی های آن زمان است که تا

    به امروز کم تر خرابی در آن دیده می شود و آب این قنات علاوه بر مایحتاج کشاورزی، آب شرب

    شهرک پابد انا و ذغال سنگ را تأمین می نماید . آسیاب های متروکه دال بر خودکفایی مردم آن محل

    است. طغرلجرد که محل سکونت طغرل شاه بوده قلعه و استحکامات مهمی در این شهر بنا شده است

    که آثار و بقایای آن نشانگر فکر و اندیشه نیاکان این مرز و بوم برای حفظ و حراست از مال و جان و

    ناموس مردمان می باشد این استحکامات به صورت قلعه ای بزرگ به عمق ده متری از سطح زمین بنا

    شده که از طریق نقب یا دالانی به طول دویست متر به برجی بر فراز کوه (آثار آن مشهود است ) راه

    داشته در مواقع اضطراری از این نقب یا دالان زیرزمینی مهمات و اسلحه و غذا به تفن گ چیان مستقر در

    قلعه می رساندند و به احتمال قوی این برج و بارو را در زمان حکومت طغرل احداث کرده باشند زیرا

    طغرل قریب ده سال از این شهر استفاده نموده، خانقاه شیخ ابوسعید (شیخ برهان الدین ) محققاً از بناهای

    دوره سلجوقیان و مقارن سلطنت طغرل شاه می باشد . به طور ی که پژوهشگر کرمانی آقای مهندس

    محمد حسین اسلام پناه در مجله آینده فروردین ماه ۱۳۷۲ به طور مفصل درباره این خانقاه نوشته اند در

    گوشه ی صفه ای واقع در بنای متعلق به قرن ششم و هفتم هجری قمری مشهور به خانقاه شیخ ابوسعید

    که متأسفانه در حال ویرانی بود، سبک و شیوه سلجوقی از ساختمان و گچ بریهای آن نمایان بود .

    محرابی گچ بری وجود داشت که افراد سودجو قسمتی از آن را به خاطر یافتن گنج، ویران کرده

    بودند.

    مقداری از کتیبه آن که باقی مانده است به خط ثلث به شرح زیر است :

    قطب الاولیاء برهان الحق و الدین قدس الله روحه، شب دوشن به یازدهم صفر سنه همان …. سبعاه این

    محقق محترم سال وفات برهان الدین را با بررسی و شواهد معتبر سنه ۵۶۸ هجری قمری دانسته اند که

    با سلطنت طغرل شاه نزدیک است.

    آقای باستانی پاریزی درکتاب (سنگ هفت قلم ) روایت نموده خان های طغراجه در کرمان معروفند

    این ها همان خو انین طغرلجرد هستند که به نظر ایشان بعضی نسبت به سلجوقیان و اولاد طغرل می

    رساندند و جمعیتی نیز به خوانین افشار نسبت دارند . آخرین این خوانین را عالم بیگ می داند که

    صاحب کتابخانه مفصلی در طغرلجرد بوده (جد خانواده های دانش)

    مرحوم وزیری در سال ۱۲۹۴ می  m T e x tنویسد ای ن زمان نبایر شاهرخ خان افشار و نتایج و بنی اعمام آن

    مرحوم در بلوکات زرند و کوهبنان بسیارند . شاهرخ خان افشار که در بهاباد به قتل می رسد او را در

    طغرلجرد به خاک می سپارند . قاسمخان نیز از اولاد بنی اعمام شاهرخ است که قریه طغر الجرد دارای

    ضیاع و عقار بوده و در آنجا توطن داشته است و بالنسبه از سایر بنی اعمام و اقارب تمولش بیشتر است.

    کتابخانه عالم بیگ بعداً مورد استفاده آخوند شریفا قرار گرفته پس از فوت آخوند شریفا کتابخانه

    دستخوش حوادث گردیده تعدادی از کتب مفقود شده یا به فروش رفته گویا تعدادی از کتب کتابخانه

    عالم بیگ در کتابخانه مجلس دیده شده است.

    برج بجا مانده در طغرلجرد

    خان طغراجه

    یکی از بخش های کوهبنان، طغر الجرد است و این قریه را وزیری، از آثار طغرل شاه سلجوقی قاوردی

    دانسته، خبر از بناهای رفیعی می دهد که پیش از او در این آبادی وجود داشته و در زمان او از بین رفته

    بودند. ۱

    پس از حمله غُزها به کرمان، سردمداران سلجوقیان کرمان، مجبور به مهاجرت شدند . علّت این

    مهاجرت چنان که گفتیم گروهی از سلجوقیان کرمان در همان ابتدای هجوم غُزها یا کشته و یا تبعید

    شده اند و احتمالاً جمعی از طبقات دوم و سوم این خاندان در روستاهای کرمان پراکنده مانده اند . از

    آن جمله حدس من این است که جمعی از آن ها در قریه معروف به طغراجه که هنوز هم در کرمان

    معروف است، جای گرفته اند، این حدس نیز بدان علّت است که نام این آبادی در اصل طغرلجرد

    (طغرل گرد = شهر طغرل ) بوده و احتمالاً از بناها یا تیول یکی از طغرل های سلجوقی کرمان است و

    این ها از اولاد همان شاهزادگان سلجوقی بوده اند و چون آبادی متعلق به اجداد آن ها بوده کسی آن

    ها را بیرون رانده است. ۲

    قلعه چهل دختر طغرلجرد

    ۱

    ( جغرافیای کرمان (وزیری ص ۱۷۹

    ۲

    سلجوقیان و غز، دکتر باستانی پاریزی ص ۱۷۲

    قلعه خان مکان طغرلجرد

    سنگ قبر مربوط به دوران قدیم در طغرلجرد

    روستای ده علی (خرم دشت)

    این روستای نسبتاً بزرگ در فاصله ۳۰ کیلومتری کوه بنان واقع شده است و دارای امام زاده ای است

    به نام زیدبن علی که می گویند از نوادگان امام سجاد (ع) می باشد که شجره نامه این امام زاده نیز

    موجود می باشد

    در مصاحبه با یکی از مسن ترین افراد به نام آقای علی اصغر جعفری فرزند اکبر که در سن ۹۰ سالگی

    به سر می برد ما را سراغ آب انبارهای قدیم روستا می برد . می گوید این آب انبار در اطراف روستا

    توسط استادانی خارج از روستا ساخته شده است که آب انبار در مسیر رودخانه های کوچکی که از

    کوه های اطراف به سوی روس تا سرازیر می شوند قرار دارد که زمستان ها پر از آب می شد و آب

    آشامیدنی روستا با ۴ آب انبار تأمین می شده است و در زمستان ها یخ روی آب را می شکستند و از

    آب آن استفاده می کردند . سپس به سوی قلعه دیدنی و بزرگ روستا می آید و در مورد آن قلعه

    حکایات جالب و داستان ه ای ارزنده ای بیان می دارد که تصویر این قلعه که در منطقه بی نظیر می

    باشد وی می گوید تاریخ ساخت این قلعه را به یاد نمی آورد، آن چه می دانیم این قلعه دارای ۴ برج

    می باشد و می گوید پدرم مرحوم اکبر جعفری ماهانه ۳ تومان حقوق می گرفته تا سمت نگهبانی قلعه

    را عهده دار باشد و از هجوم دزدان که معمولاً از مسیر شیراز به این روستا حمله می کردند محافظت

    نماید و خاطراتی شیرین از پدرش نقل می نماید . سپس می گوید در این قلعه هریک از اهالی روستا

    یک یا دو اتاق را مالک بوده است و این اتاق دارای سه اشکو (سه طبقه) می باشد که درب این قلعه از

    چوبی بسیار محکم و پاشنه آن از آهن ساخته شده بود . در ابتدای ورودی قلعه، چاه آبی بوده که آب

    آشامیدنی ساکنان قلعه را تأمین می نموده است و در داخل قلعه دکان های آهنگری، بزازی و بقالی

    وجود داشته است . از این قلعه به داخل شهر تونل ها و راه هایی بوده که ه م اکنون مسدود شده و

    چندین مرتبه مورد هجوم و حمله قرار گرفته است . وی می گوید با گسترش روستا با همت اهالی برج

    ها در روستا نیز بنا شده که معمولاً بر سر در منازل افراد سرشناس قرار دارد که هنوز آثار آن ها به

    جاست. سپس به اتفاق نامبرده به حمام قدیمی روستا رفتیم و از آثار به جا مانده که متأسفانه رو به

    تخریب است بازدید کردیم و چه به جاست قبل از تخریب کامل مسئولین به فکر مرمت این اثر

    ارزشمند قدیمی باشند . در روستای خرم دشت از سابقه امام زاده زیدبن علی تحقیقاتی که از یکی از

    هیئت امنا ۱ پرسیدیم چنین گفت : این امام زاده در این مکان به نزد چوپانی پناهنده می شود . (البته در

    شجره نامه نیز به نحوی حرکت و مسیر حرکت این امام زاده و سال وفات او بیان گردیده است.)

    چوپان در ابتدا از وی پذیرایی به عمل می آورد و در شب هنگام ناجوانمردانه سر این امام زاده را از تن

    جدا می نماید و به س وی شهر بم (هم اکنون امام زاده ای به همین نام در بم موجود می باشد .)

    که آن زمان حاکم در آن جا بوده است و بقول اهالی حاکم نشین بوده است، حرکت می کند . سپس

    بعد از چند روز به شهر بم می رسد، سر مطهر این سید جلیل القدر را به نزد حاکم جهت اخذ جایزه

    می برد . حاکم بم گرچه از دشمنان اهل بیت بوده است ولی زمانی که چشمش به این سر نورانی می

    افتد متأثر می شود و از چوپان می پرسد آیا صاحب این سر مهمان تو بوده است؟ او می گوید آری

    حاکم به شدت متأثر می شود و دستور می دهد به جای جایزه او را زنده زنده پوست بکندند و این

    ۱

    محمد زکی زاده

    نتیجه ظلم به خاندان ائمه اطهار (ع) است. از جاهای دیدنی و قابل توجه حسینیه این روستا می باشد که

    اهالی در ایام سوگواری در این حسینیه جمع می نمایند به سینه زنی و زنجیرزنی و جوش زنی (یک نوع

    مراسم خاص عزاداری است ) می پردازند . اکثر اهالی این روستا در ایام تابستان ب ه کرج و قزوین جهت

    کاشت لوبیا، خیارسبز، گوجه مهاجرت می نمایند و در زمستان ها به روستا باز می گردند . آب

    قنوات روستا شور و غیرقابل شرب می باشد و آب آشامیدنی از روستاهای مجاور تأمین می گردد.

    آب انبار تخریب شده در روستای ده علی

    حمام قدیمی و عمومی ده علی

    شکرآباد

    روستایی است تقریباً در حدود ۲۰ کیلومتری شهرستان کوه بنان با قدمتی ۵۰۰ ساله و دارای سبک

    معماری خاص منطقه کویری، اهالی روستا اکثریت به شهرستان بافق و یزد و اقلیتی به استان کرمان

    مهاجرت نمودند و جز اندکی سالخورده در آن روستا دیگر کسی به چشم نمی خ ورد و همان گونه که

    در عکس شماره یک مشاهده می شود، سبک ساختمان سازی خاص به خود دارد که در هر خانه

    چندین خانوار در جوار یکدیگر زندگی می کردند و آب آشامیدنی آن ها از طریق قنات تأمین می

    گردیده است . از داخل هر خانه یک یا دو نهر آب کوچک جریان دارد که برای مصارف شست و

    شویی و نظافت می باشد . اکثر اهالی ماندگار، به شغل کشاورزی اشتغال دارند و تنها منبع درآمد آن ها

    کشاورزی سنتی و دامداری می باشد . هنگامی که از برادر علی اکبر زکی زاده ساکن روستا در مورد

    این قریه سئوالاتی می شود می گوید این روستا دارای قلعه ای بوده است که برای حفاظت از سارقین

    ساخته شده است که قدمت آن ۴۰۰ سال می باشد . قلعه دارای سه طبقه بوده و در اطراف آن دکان ها

    بوده است که مایحتاج اهالی قلعه را برآورده می کردند و اشیاء قیمتی خود را در قلعه نگه داری می

    کردند که هنوز آثاری از این قلعه به جا مانده است . (عک س شماره ۲) نمای مختصر از این قلعه را

    نمایش می دهد.

    ۱ متر می باشد که اکثراً با سنگ و خشت بنا شده است . از داخل / ارتفاع سقف اتاق از سطح حدوداً ۵

    سقف طناب ها از برگ های خرما آویزان است که بنا به گفته اهالی برای این که مواد غذایی فاسد

    نگردد و از هجوم و حمله موجو دات موذی در امان باشد به سقف اتاق ها آویزان می کردند و در

    گوشه ای از اتاق اجاق درست می کردند و در کنار طاقچه های کوچک (کابینت امروزی ) که مواد

    غذایی جهت دسترسی آسان در آن ها گذاشته می شده است.

    حمام قدیمی و مخروبه روستای شکرآباد

    خرابه های قلعه شکرآباد

    روستای قلعه

    این روستا که در فاصله ی نزدیکی به روستای ده علی قرار دارد، چون دارای قلعه بوده و ساکنان

    زیادی نداشته است به همین نام موسوم می گردد . قلعه این روستا کوچک و به اندازه تعداد ساکنان

    روستا ساخته شده است که رو به تخریب می باشد و تنها چیزی که در این ر وستا توجه مان را جلب

    نمود این بود که در این روستای کوچک قبر شهیدی بود که به دست دمکرات ها به شهادت رسیده

    بود و واقعاً هر بیننده و تازه واردی را تحت تأثیر قرار می داد که چگونه فرزندان این مرز و بوم از

    کوچک ترین روستا برای دفاع از ناموس، دین و مملکت به سوی جبهه ها حرکت نمودند و از این

    نظام اسلامی پاسداری نمودند و خون پاک خود را نثار نمودند . آب آشامیدنی اهالی این روستا از

    یک آب انبار کوچک که از سنگ ساخته شده است تأمین می گردد.

    حوض انبار سنگی در روستای قلعه

    روستای رتک

    این روستا در فاصله تقر یبی ۳۷ کیلومتری کوهبنان قرار دارد . (در سمت راست روستای ده علی ) بنا به

    گفته اهالی چون این روستا مابین ده علی و کهن واقع شده است به نام (ردک) و سپس به نام رتک

    نامیده شده است . قدمت این روستا بنا به گفته افراد مسن به قبل از اسلام می رسد . در این روستا درختی

    همانند کوهی استوار که به مرور زمان فرسوده شده باشد، وجود دارد که اهالی آن را به نام درخت

    (پتک) می شناسند و می گویند چندین نسل ما نیز به یاد ندارد و تقریباً ۱۵۰۰ سال عمر دارد . این

    درخت همانند درخت بائو باب که در منطقه سیستان و بلوچستان موجود است هرکجا شاخه ای در

    زمین فرو می رود در همان جا درخت کوچک دیگری از همین درخت رشد می کند و هم اکنون در

    اطراف این درخت درختچه های کوچک زیادی وجود دارد و برخلاف درخت چنار آتش نمی گیرد

    و دیگر از آثار به جا مانده از گذشته های دور قلعه رتک است که تا حدود زیادی شباهت به قلعه ده

    علی دارد در مقیاس کوچک تر که متأسفانه در حال تخریب جدی قرار دارد . در این روستا اکثر افراد

    مسن هستند و جوانان به علّت عدم امکانات بیش تر به استان یزد مهاجرت نموده اند . آب این روستا از

    طریق چند قنات که از کوه های اطراف می باشد تأمین می گردد و آب آشامیدنی از ر وستاهای مجاور

    تأمین می گردد و تنها یک برج در این روستا می باشد که تا حدودی سالم است.

    نمای برج شش زاویه قلعه رتک

    سر در قلعه شش زاویه رتک

    نمایی از برج های قلعه رتک

    روستای کَهن

    این روستا در جنوب با جمعیت ۱۰۰ نفری در فاصله ۳۰ کیلومتری شهرستان کوهبنان و حدفاصل استان

    یزد و استان کرمان واقع شده است . در لغت نامه دهخدا در زیر واژه کهن آمده است به معنی دیرین،

    عتیق، قدیم، باستانی و در معنای دیگر به معنای کاریز و قنات، جایی که قنات فراوان است و به نظر می

    رسد وجه تسمیه آن به معنی کاریز و قنات و قدیمی بودن هر دو صحیح است . چون این روستای

    کوچک با سابقه طولانی ۲۰ قنات و چشمه دارد و از نظر قدمت آن هم استناد می شود به قبوری که

    مربوط به اوایل ظهور اسلام است چون اموات را رو به بیت المقدس قبله نخستین دفن گردیده اند.

    لهجه مردمان این روستا متأثر از استان یزد می باشد چون رفت و آمد مردم به استان یزد بیش تر از استان

    کرمان است . در بیان و گفت و گو با افراد مسن ساخت اولیه این روستا را به دست سه برادر می گویند

    که این سه برادر سه روستا به نام : ۱- هندگوئیه ۲- کهن ۳- دهنو که هرسه در موازی یکدیگر قرار

    گرفته اند می دانند.

    و نیز از گدازه ها و مخروط هایی که در اطراف بعضی از تپه ها و کوه ها وجود دارد چنین به نظر می

    آید که در قدیم در اطراف این روستا کوه های آتشفشان نیز بوده است و نیز می گویند زلزله ای

    شدید یک دفعه این روستا را کُلاً تخریب نموده است.

    از صنایع دستی عمده و مشهود ا ین روستای کوچک گلیم بافی، چادرشب، قالی بافی، خورجین بافی،

    کیسه حمام و کرباس بوده است.

    و در این روستا برج ها بوده است برای حفاظت و نگهبانی از روستا که در اثر حوادث طبیعی تخریب

    شده و بعضاً بقایای آنان موجود است که در تصاویر آمده است و این برج ها با کانال ها با یکدیگر

    مرتبط بودند که در مواقع ضروری بتوانند به کمک هم روستا را حفاظت نمایند و جالب آن است که

    وسیله ارتباطی بین این برج ها و تعدادی قوطی ها بوده که با نخ که از موی بزرگ درست می شده با

    حرکت آن ها یکدیگر را مطّلع می ساختند.

    مراسم عزاداری نیز همانند شهرستا ن کوهبنان است به جز یک مراسم که در عرف عامیانه به آن سنگ

    زنی می گویند که متأسفانه اطلاعات زیادی از سابقه و نحوه ی برگزاری این مراسم به دست آورده

    نشد. از این گونه مراسم فقط در قوچان مشهد و درگز وجود دارد که توسط زائران امام هشتم به این

    روستا وارد شده است.

    برج سنگی در روستای کهن

    افزاد

    روستای افزاد در منطقه کوهبنان واقع شده ، و در منطقه کویر مرکزی شمال غربی استان کرمان قرار

    دارد. این منطقه را به دلیل ارتفاع نسبتاً زیاد از سطح دریا ( ۱۸۰۰ متر ) می توان منطقه ای کوهستانی

    قلمداد کرد، در حالی که دارای عرصه ای نسبتاً وسیع است، منطقه ای در دره وسیعی بین دو رشته کوه

    آتشفشان . هوای این روستا خشک و میزان بارندگی سالانه به ندرت به ۱۵۰ میلی متر در سال می رسد .

    و در سال های گذشته دچار خشک سالی شدیدی بوده است و میزان بارندگی از مرز ۸۰ میلی متر بالا

    رفته بود.

    فعالیت های انسان بر محور منابع آب قرار داد و بر حسب ارتفاعی که دارند از قنات استفاده می کنند .

    قنات از طریق کانالی که از مادر چاه (محل برخورد با سفره آب ) شروع می شود، آب را به مظهر قنات

    می رساند

    . و امروز تنها منبع آب مورد استفاده منطقه است.

    نام کوهبنان

    پسته کوهی )است . بن ابراین کوهبنان یعنی محل ) « بنان » و « کوه » کوهبنان مرکب است از دو لغت

    روییدن درختان بِنه (پسته کوهی ) مانند سربنان که آن هم در امتداد ارتفاعات کوهبنان قرار دارد . شاید

    این نام از نام های دیگر مانند (کوهبنان- کوبنات – کُهبنان – کهستان – کُوبینان – کُهسان – کوهستان ) که

    در تاریخ از آن یاد شده است ، درست تر به نظ ر برسد . مارکوپولو هنگام مسافرت خود به مشرق، این

    یاد کرده است. ۱ (Cobenan) شهر را به نام کُبنان

    بخش اول:

    نظر مورخان و سیاحان در مورد کوهبنان

    افضلالدین ابوحامد کوهبنانی

    یاد شده است و چنین آمده که چون شهر د ر (Cobinan) در کتاب عقدالعلی از کوهبنان بنام کبینان

    میان کوه بنا شده ، این دیار به کوهبنان مشهور گردیده است . اما به گفته اکثر بومیان این منطقه ، چون

    بلندترین نقطه مرزی ایالت کرمان به حساب می آمده ، در گذشته افرادی از طرف حکومت وقت

    مامور می شدند تا در بالای کوه مستقر گردیده و اطلاعات لازم جهت امنیت منطقه را به مرکز برسانند

    و لذا آنان را کوه بانان می گفتند که به مرور نام این محل را کوه بنان گذاشتند.

    مقدسی در کتاب احسن التقاسیم از کوهبنان به نام کوه بیان یاد می کند و می نویسد : از کوه گرفته تا

    بیابان شصت فرسنگ، با گنبدها و آب انبارهای بسیار …

    کوهبنان، کوبی نان، کوبنات، کوبنای، کهبنان، بیان، کوهستان، کهستان، کوبیان و کوکیان اسامی است

    که در گذشته به کوهبنان اطلاق می شده است.

    چگونگی پیدایش و قدمت تاریخی

    کوهبنان عمری طویل به قدمت تاریخ کرمان دارد ، به گونه ای که باستان شناسی ، ب ه نام ارهوکریده

    در شرق کوهبنان نز دیکیهای تخت امیر، مجموعه ای از ابزار و آلات اواخر دوران میان سنگی و دوران

    نوسنگی که در میان آنها تکه های سنگ سه پهلوی ساییده شده که شیشه را خط می انداختند، را

    کشف کرده که این تکه های سنگ وسیله صید برای بشر دوران میان سنگی محسوب می شده است .

    هم چنین در اطراف این شهر باقیمانده هایی از قلعه قدیمی و کت یبه ای که در سنگ حجاری شده بود،

    ۱

    از کتاب عقدالعلی للموقف الاعلی تألیف افضل الدین ابوحامد به تصحیح و اهتمام علی محمد عامری نائینی با مقدمه باستانی پاریزی

    دیده شده است و علاوه بر آنها تختی که عوام آن را تخت لطیف شاه می نامند، وجود دارد و چشمه

    گبری نیز یادآور مهاجرت زرتشتیانی است که بعد از حمله اعراب به ایران به این محل پناه آورده اند.

    با مطالعه ی تاریخ کرمان در دوران هخامنشی در می یابیم که کوهبنان به تبع آبادی و عمرانی که

    کرمان حاکم بوده، شهری آبادان و گذشته ای با افتخار داشته که بعدها م أمن عرفا، صاحبدلان و اولیاء

    حق و مجمع ارباب ذوق و معرفت بوده است و به گواه اسناد و مدارک تاریخی بر اث ر موقعیت خاص

    جعرافیایی، از نواحی عارف پرور به شمار می رفته است . کوهبنان از آنجا که نقطه مرزی بین کرمان و

    یزد بوده، گاهی زیر نفوذ یزدی ها بوده و در دورانی نیز تحت تسلط حکمای کرمان و روزگاری نیز

    حکومت مستقل داشته و در برهه هایی از زمان هم میزبان سیاحان، محقق ین و جهانگردان داخلی و

    خارجی بوده است.

    با این تفاسیر به شهادت و گواهی مدارک تاریخی موجود، کوهبنان را می توان تا قرن پنجم هجری

    همانند سایر بلاد و مناطق گواشیر، دیاری خرم و عمران به حساب آورد و تا قرن چهارم ب ه عنوان شهری

    کوچک که دارای مسجد و دو دروازه و حمام و کاروانسرا و… بوده، دانست. در این قرن اولین

    احسن التقاسیم فی » مطالعات مکتوب درباره کوهبنان به قلم محمدبن احمد مقدسی در کتاب

    آورده شده است. مقدسی کوهبنان قرن چهارم هجری را چنین به تصویر می کشد: « معرفه الاقالیم

    کوهبنان: کوچک است و دو دروازه و یک ربض دار د . گرمابه ها و خان ه ها دارد . جامع نزدیک »

    بازار قرن چهارم «… دروازه است . باغ ها شهر را فراگرفته اند، کوه نزدیک آن است ، بازار کوچک و

    کوهبنان به گفته محقق ، بیت المقدس کوچک بوده ، به گونه ای که آخرین منزلگاه زائرین مشهد و

    مسافرین نقاط دیگر قبل از ورود به کویر بی آب و آبادی به شمار می آمده و مسافرین ره توشه خود را

    در این شهر تدارک می دیدند . وجود توتیا در کوهبنان بر اهمیت و ارزش بازار آن افزوده زیرا سرمه

    سوغات مسافرین این شهر محسوب می شده و از نظر درمانی نیز کارآیی داشته است.

    کوهبنان تا زمان سلسله سلاجقه وض عیتی نسبتاٌ آرام و بدو ن دغدغه داشته اند تا اینکه اوضاع آشفته و

    نابه سامان کرمان دامنگیر کوهبنان می شود و آن را تحت الشعاع خود قرار می دهد و به نحوی که قتل

    دانشمندان ، فضلا و وزرا که در این ایام سنت شده بود و خصوصاً قحطی در سال ( ۵۷۷ .ه  ۱۱۸۱ م )

    طاقت هر کر مانی را طاق نموده و موجب مهاجرت و جلای وطن کرمانیان خصوصاً عالمان و عارفان

    می گردد.

    در قرن هفتم کوهبنان یک منطقه نظامی و سوق الجیشی برای کرمان بوده است زیرا همانگونه که در

    وجه تسمیه این شهر آمده از طرف حکومت وقت ( قراختاییان) عده ای بعنوان نگهبان که ضامن ا منیت

    کرمان بوده اند در این ناحیه گشت زنی می کردند و تامین امنیت می نمودند و از آن جاییکه این دیار

    مشرف بر منطقه بوده، محلی مناسب برای دیده بانی محسوب می شده است.

    احمدعلی خان وزیری در تاریخ کرمان در مورد کوهبنان می نویسد:

    محصول این بلوک بیشتر گندم و جو و پنبه و روناس است خربزه و هند وانه و پیاز و سیر و چغندر به »

    قدر مصرف مردمش دارد . بعضی از سکنه این بلوک گوسفند دارند . کشک خلال که به بعضی از

    ولایات ایران می برند از این بلوک است . خود آبادانی کوبنان بد نیست . قلعه بزرگی توسط مرحوم

    رضاقلی خان کوبنانی – که از بنی اعمام زادگان مرحوم شاهرخ خان افشار بود – در آنجا ساخته و

    عمارات عالیه بنا نموده، یومنا هذا آن بناها منهدم گردیده ولی حمام و مسجد معموری دارد . سمکویه و

    آسفیج دو قریه از قراء آنجاست بر کنار صحرای لوط واقع است . عدد نقوس این بلوک ۶۷۵۰ نفر

    مردمش فلاح و گوسفند دارند [ ۱۸۵ ] تفنگچی خوب هم در اینجا بسیار است. چون غالب اوقات با

    بلوچیه سیستان که از راه لوط به جهت قطع طرق و غارت اموال زوار مشهد و قوافل خراسان می آمدند

    قتال و جدال کرده اند از رسوم جنگ اطلاع دارند . معارف این بلوک رضاقلی خان نامی از بنی اعمام

    زادگان مرح وم شاهرخ خان افشار – که مدتی بر همه کرمان استیلا داشت و حسب الامر سیدابوالحسن

    به جهت نظم بعضی از بلوکات کرمان و تسخیر بلوچستان با یک هزار نفر سواره و پیاده متجاوز مأمور

    گردید – پس از ورود به بلوک کوشک، علی مردان خان نام از طایفه میرشکار کوشکی که در آن

    وقت رئیس آن بلوک بود استقبال سردار کرده ، او را با چند نفر از مخصوصان به قلعه آنجا برد و به

    زخم گلوله اش بکشت . رضاقلی خان را چند پسر بود : ارشد از همه رشیدخان که غالب عمرش را به

    تعدیل الواح و نوشتن و نیز نجات و طلسمات گذرانید، دراواخر عمر، حسب الامر مرحوم ابراه یم خان

    ظهیرالدوله ، کوتوال قلعه بمپور شد و در آنجا بمرد . این زمان اولاد و اولاد زادگان رضاقلی خان

    بسیارند، رجال آنها از [ ۱۸۶ ] یکصدنفر متجاوز ، بیشتر آنها بی سامان و پریشان اندو غالب در کوبنان

    منزل دارند و بعضی در قراء بلوک زرند م ت وطن اند . آقااسدالله نسبت به سایر نبایر رضاقلی خان

    «. روزگارش بهتر می گذرد و بعضی اوقات از جانب ایالت کرمان متوجهات کوبنان به او محول است

    اولین سیاح خارجی که ازکوهبنان دیدن کرد مارکوپولو است که سفرنامه مشهوری بنام او نام گذاری

    شده و اکثر سیاحان ب ه خاطر اینکه در این سفرنامه بیش از اندازه از کوهبنان تعریف و توصیف شده به

    این دیار آمده اند.

    وزیری: انار و کوبنان و زرندو گواشیر وراورو خبیص وبردسیر و راین و ساردویه و بم و نرماشیر زاقلیم

    چهارم، در همه جای این کوه که بر طول کرمان می گذرد آبادانی و باغات و زراعات و محل مرتع

    ایلات و حشم است. آنچه از این کوه در محال شهربابک واقع است کوه راویز و میمند گویند وآنچه

    در خطه سیرجان است پاریز و سوخته چال نامند و آنچه در اقطاع باشد کوه شاه و سنگ عشق خوانند و

    هر چه در محال ساردویه است بهر آسمان و رمان و بارچی و لری نام دارد و آنچه در شرقی جیرفت

    است جبال بارز معروف است ،آنجا که بخاک بلوچستان می رسد کوه نمداد گویند. هر قطعه این کوه

    بهر سمت که هست اسمی علیحده دارد خوفاً لاطناب عرض نشد. انصافاً جبلی مبارک و بسیار خیر

    است، بیشتر آبادانی بلوکات طرفین این کوه از آن است و تقریباً یکصد رودخانه معروف از چشمه

    سارهای این کوه جاری می شود و از هر رودی چندین بند بسته و دهات معتبر دارد ، هر یک به جای

    خود انشاءالله مسطورخواهد شد.

    کوهبنان در سی و پنج فرسخی کرمان واقع شده از قصبات قدیم کرمان است و مقدسی نام این ناحیه را

    کوه بیان نوشته است. ۱

    عِقدالعلی ص ۷۳ م ی نو یسد: از نواح ی بردس یر کوبنانست که از آنجا توت یا خ یزد و به همه جهان از آن

    جا نقل کنند.

    عقیده برخ ی بر ا ین است که نام آن مرکب از دو کلمه کوه و بنان ( که پسته کوه ی و بنه باشد ) مرکب

    شده است.

    در زمان قاجار، زین العابدینی شیروانی، کوهبنان را بسیار ستوده است. ۲

    در تذکره مناقب ش اه ولی اثر عبدالرزاق کرمانی ( ۹۱۱ هجری ) آمده است : کوبنان مدفن قطب الاولیا

    و الوطلین شیخ برهان الدین محمد کوبنانی ( صاحب کتاب سواطع البرهان فی مطالع العرفان و الوایح

    البرهان الی اللوامح التیان ) و مولد و موطن محدث و متکلم بزرگ ، شمس الائمه کوبنانی شارح صحیح

    بخاری و مواقف و شرح مختصر قاضی است و …

    شاه نعمت الله ولی مدت چندین سال در این شهر اقامت داشته و تنها فرزندش خلیل الله را به مناسبت

    ولادت در جوار بارگاه شیخ برهان الدین در سال ۷۷۵ هجری، برهان الدین لقب داده است . وی

    همچنین از شرف کوهبنانی ، ابوحامد معروف ب ه افضل کرمانی (به دلیل اقامت طولانی در این شهر )،

    شیخ تقی الدین فوزی، شیخ محمد حاجی و … به عنوان مشاهیر و عرفای بنام به این شهر انتساب دارند

    در محلی که شیخ برهان الدین مدفون است سابقاً آثار قبور بسیاری از عرفا و بزرگان مشهود بوده که

    متاسفانه اکثر آن قبور توسط دنیا پرستان و جاهلان به طمع سنگهای مرمر و یافتن گنج، در گذشته

    ویران وتخریب گردیده است.

    ۱

    - احسن التقاسیم مقدسی ص ۴۶۲

    ۲

    بستان السیاحه ص ۴۷۱

    از کوهبنان به عنوان شهری « احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم » مقدسی از محققان قرن چهارم در

    کوچک که دارای ۲ دروازه، حمام ها و کاروانسراها و … است یاد کرده است

    وقتی از سرزمین کرمان سخن می گوید، شهرهایی از جمله زرند و کوهبنان را جزو کوره بردسیر (شهر

    کنونی کرمان) آورده است. ۱

    مقدسی محقق ایرانی می گوید کوهبنان دویست سال قبل از مارکوپولو هم شهری بوده و فعلاً شهری

    کوچک است که در آن چشمه های آب گرم و مهمانسرا وجود دارد.

    شمالی ترین دهستان زرند، کوهبنان است که در مرز کرمان و » : وزیری در جغرافیای کرمان می نویسد

    خراسان و یزد قرار دارد . در سمت شرقی آن، قریه گوجهر قرار دارد که در زمان صفویه به خاطر معادن

    سرب و فازهر شهرت داشته است.

    هوای این دهستان به سبب اتصال به صحرا، مایل به گرمی و درکمال اختلاف است . مگر قریه کوبنان

    ۲ «. که به خاطر اتصال به کوهستان زرند، خوش آب و هواست

    یاقوت حموی محقق دیگر ایرانی می نویسد کوهبنان برجی است برای کرمان که سال ها این حالت

    را داشته و بهاباد از توابع آن است که از این دو محل (کوهبنان – بهاءباد ) توتیا تهیه می شده و به تمام

    دنیا عرضه می گردیده است.

    یاقوت حموی در کتاب خود “معجم البلدان ” از بهاباد و توتیای معروف آن یاد کرده و از صادرشدن

    بهاباذُ. بالفتح. من قری کرمان . فیها و فی قریه اُخری یقال لها » : آن به دیگر ممالک خبر داده است

    « کوبیان یعملُ التوتیا و یحمل اِلی سائر البلدان

    بهاباد از قر یه های کرمان است که در آن و قریه ی دیگر که به کوبیان می گویند (کوهبنان ) توتیا به »

    «. عمل می آید و به دیگر ممالک صادر می شود

    آلفونس گابریل محقق و پزشک اتریشی که سه بار به ایران سفر کرده، خود مسیر جهانگرد ونیزی

    (مارکوپولو) را در کویر لوت و ازجمله بهاباد پیموده و در کتاب “تحقیقات جغرافیایی راجع به

    ایران” راه جهانگرد ونیزی را از کوهبنان به بهاباد و از آنجا به طبس رسانده و گوید چون خود در بیابان

    یزد سفر کردم، صدق گفته مارکوپولو بر من ثابت شد.

    آلفونس گابریل در مقاله دیگری به تفص یل موضوع را مورد بررسی قرار داده و راه ونیزی را از کرمان

    به کوهبنان، از آنجا به بهاباد و از بهاباد به طبس و از آنجابه بشروئیه و تون رسانده است. ۳

    ۱

    احس التقاسیم (مقدسی) ص ۷۱۷

    ۲

    جغرافیای وزیری ص ۱۸۴

    ۳

    - شهداد و جغرافیای تاریخی دشت لوت، احمد مستوفی، تهران، مؤسسه جغرافیا، دانشگاه تهران، ۱۳۵۱ ، ص ۱۷۸ (به نقل از کتاب سیدعلی

    رضوی بهابادی)

    شهر کوهبنان به تولید و صدور سنگ سرمه موسوم به توتیا (اکسید روی ) مشهور بوده و مارکوپولو و

    ابوالقاسم کاشانی، اطلاعات نسبتاً مفصلی از چگونگی تهیه آن داده اند . سرب نیز از کانی هایی است

    که در این منطقه وجود داشته و مارکوپولو از آن خبر داده است. ۱

    علاوه بر موارد فوق کوهبنان از روزگاران کهن مأمن صاحبدلان و اولیاء حق و مجمع ارباب معرفت

    بوده و به دلیل موقعیت خاص جغرافی ایی و دارا بودن آسمانی زیبا و پرستاره در هنگام شب ، از نواحی

    عارف پرور کرمان محسوب می شده است.

    ارهوکیده استاد باستان شناس می نویسد : در مشرق کوهبنان نزدیک های تخت امیر مجموعه ای از

    ابزار و آلات اواخر دوران میان سنگی و دوران نوسنگی بدست آمده که وسیله صید برا ی بشر آن

    دوران بوده است .

    استوارت می نویسد خیلی برایم جالب است که درباره کوهبنان بشنوم و یا این محل را ببینم زیرا

    مارکوپولو از آن به منزله یکی از آبادی های بزرگ سرراهش یاد می کند.

    پانتز راه مارکوپولو را از طرف غرب کوهپایه به کوهبنان نوشته که اکثر محققین آنرا رد کرده اند.

    ما از یک » پوتینگر درباره آب شور این نواحی و جلگه های پوشیده از نمک آن چنین می نویسد

    رودخانه آب شور گذشتیم عمق رودخانه بقدری بود که تا زانوی اسب می رسید طرفین رودخانه را تا

    تمام کوه های » « مسافت چندین صدمتر یک قشر ضخیم نمک مانند قشری برف منجمد پوشانده بود

    قهستان سرشار از مواد معدنی است در چند نقطه، جویها و استخرهای شور دیده می شود که روی آن

    را کفی شبیه به نفت و یا قیرمایع قرار گرفته است و این مواد از جنس همان چیزهایی است که نزدیک

    بحر خزر یافت می شود . از خواص نمک های این نواحی معلوم می شود که ب اید دارای سولفات

    دومنیزی باشند و رنگ سبزی هم که منصف مشاهده نمود ممکن است محلولی از سولفات آهن

    ۲«. باشد

    توماچک از راهی که مارکوپولو نوشته بود به کوهبنان آمده است.

    سون هدین سیاح بزرگ سوئدی که در سال ۱۹۰۶ م از ایران دیدن کرده راه مارکوپولو را از جزیره

    هرمز به کرمان – کوهبنان – طبس سبزوار و مشهد می داند.

    سایکس درکتاب ده هزارمایل در ایران می نویسد : تقریباً قطعی است که مارکوپولو آخرین تجربیات

    ناگوارش را از طبس ۱۵۰ مایلی کوهبنان داشته است.

    شیندلر ایران شناسی بود که راه مارکوپولو را از کرمان به کوهبنان تأیید کرد.

    ۱

    مارکوپولو سفرنامه ص ۵۱

    ۲

    - سفرنامه مارکوپولو ترجمه حبیب ا… صحیحی با مقدمه جان ماسفیلد چاپ سربی تهران سال چاپ ۱۳۵۰

    فرانشی در سال ۱۹۴۱ مقاله ای درباره کوهبنان نوشت و چنین بیان داشت که کوهبنان فعلی آن

    کوهبنان زمان مارکوپولو نیست و نمی تواند آن شهری باشد که مارکوپولو با آن همه اهمیت از آن یاد

    کرده است.

    گلداسمیت راه مارکوپولو را ازکرمان به کوهبنان ، راه زرند می داند که از کو هبنان ب ه طرف طبس

    ادامه می یابد.

    مارکوپولو سیاح ونیزی در سفرنامه مشهور خود علاوه بر صنعت توتیا از آهن و فولاد بسیار این منطقه

    یاد کرده و به صنایع دستی از جمله آینه های بزرگی که در بازار شهر به فروش می رفته اشاره نموده

    از آن یاد می “Cobinam” است. مارکوپولو این ناحیه را دیده و در یادداشتهای خود بنام کوبینام

    شهر بزرگی است که ساکنان آن مسلمان هستند . آهن و آنتیموان و آندانیکوم در آنجا « کوبینام » . کند

    زیاد هست . مردم آینه های بزرگی از فولاد صیقلی شده می سازند معادن آنتیموان و روی نیز در این

    نواحی یافت می شود از این مواد توتیا بدست می آورند . توتیا دوای خوبی برای چشم است و آن را به

    این طریق تهیه می کنند : تکه های سنگ معدنی و خاک های مخصوصی که در این ناحیه استخراج

    می شود را داخل کوره های داغی می گذارند و بالای کوره یک شبکه آهنی که میله های آن خیلی به

    هم نزدیک است قرار داده پس از چندی بخار متصاعد از سنگ معدنی به این میله ها چسبیده و چون

    سرد می شود سخت می گردد این همان ماده توتیا است و بقایای سنگ معدنی که بخار نمی شود

    همچنان در ته کوره باقی می ماند. ۱

    مارکوپولو جهانگرد مشهور ونیزی در جریان سفر تاریخی خود از ونیز تا چین، از بهاباد گذشته و به

    طبس رفته است . مسیر مارکوپولو که به “راه مارکوپولو ” شهرت دارد از تمام مشرق ایران می گذرد . او

    از هرمز بطور مستقیم از طریق کرمان به کوهبنان رفته و از آنجا به بهاباد و طبس، سپس به منطقه بین

    سبزوار و شاهرود در شمال می رود. ۲

    پس از بیرون آمدن ا ز کوبیام باید هشت روز در بیابان بی آب و علف خشکی طی طریق نمود هیچگونه

    گیاه در این بیابان نیست و اگر آبی پیدا شود تلخ است بنابراین مسافران مجبورند آب لازم را با خود

    حمل کنند اغنام و احشام ناگزیر هر آبی را که پیدا شود می آشامند ولی برای اینکه مزه آن تا انداز ه ای

    قابل تحمل باشد صاحبانش کمی آرد با آن مخلوط می کنند پس از هشت روز به ایالات تیموکن یا

    تیموچن که در مرزهای شمالی ایران واقع است و دارای شهرها و قلاع مستحکم است می رسیم در

    اطراف این محل دشت وسیعی که درخت مخصوصی به عمل می آورد موسوم به درخت آفتاب که

    ۱

    - همان منبع ص ۴۹

    ۲

    کویرهای ایران، سون هدین، ترجمه پرویز رجبی، تهران، انتشارات توکا، ۱۳۵۵

    می نامند درختی است بلند و قطور (Arbor secco) عیسویان آن را درخت خشک وبی ثمر

    برگهایش در قسمت بالا سبز و در قسمت زیر سفید، میوه آن کبسول و یا گلوله ای است شبیه به میوه

    شاه بلوط ولی در این کبسولها میوه ای وجود ندارد چون آن خیلی محکم و رنگش متمایل به زردی

    است هیچ نوع درخت دیگر تا صد میل در اطراف دیده نمی شود ساکنان محل می گویند که در این

    چنانچه Arbor secco ناحیه جنگ سختی میان اسکندرشاه مقدونیه و داریوش درگرفت . درخت

    ممکن است از این Secco نویسندگان دوره های بصر نوشته اند باید از نوع درخت چنار باشد صفت

    جا آمده باشد که وقتی میوه را به طمع گوشت و یا مغز آن باز می کنند چیزی جز چند دانه خشک و

    بی مزه در آن نمی یابند. ۱

    ادریسی ، Kabis آنرا کبیس RAnuille همان شهری است که : رانویل Kobiam شهر کوبیام

    و پوتینگر ، Khebis آنرا خبیس Ebnhaukel ابن حقول ، chebis آن را جابیس Edrisi

    نامیده اند ابن حوقل می گویند (خبیص ) شهری است که در کنار Khubis آنرا خوبیس Pottiger

    بیابان با مجاری آب و درختان خرما بعد از آن و پس از طی یک منزل تا چشم تان کار می کند به جز

    زمین خشک بایر و ویرانی دیگر نمی بینید – پوتینگر می گوید: (وقتی بود که این قسمت آباد بوده و از

    طرف سیستان مامورینی بنام بیگلر بیگی به آن جا فرستاده می شد اما حالا ویران است و ساکنان آن از

    راه راهزنی و چپاول کاروان ها امرار معاش می کنند. ۲

    یول می گوید ما می توانیم مطمئن باشیم ، کوهبنان حالا آنطور نیست که بتوان از آن بنام شهری

    بزرگ یاد کرد.

    ۱

    - همان منبع ص ۴۸

    ۲

    - همان منبع ص ۴۸

    بخش دوم:

    کوهبنان در گذر تاریخ

    تاریخ پرافتخار کوهبنان گوشه ای از تاریخ کرمان، و بخش مهمی از تاریخ کشور ایران است . پژوهش

    در زمینه هریک از دوره های تاریخی کوهبنان، کمک بزرگی به تاریخ کشور است و می تواند گذشته

    چراغ راه آینده باشد.

    ۱۰ هزار ساله است . پس – با تحقیقاتی که تو سط باستان شناسان انجام گرفته، کوهبنان دارای تمدن ۱۲

    از تشکیل حکومت ها در زمان اشکانیان به علت ملوک الطوایفی بودن، کوهبنان مورد بی توجهی قرار

    گرفته و در زمان ساسانیان به پیشرفت هایی دست یافت . وجود آثار و بقایای زرتشتیان کرمان، از قبی ل

    کاروان سرا و قلعه دختر که آن را به آناهیتا مربوط می دانند و همچنین چشمه ی آب گرمی به نام

    چشمه گبری و بسیاری آثار کشف نشده ی دیگر نشانگر آن است که زرتشتیان قبل و بعد از حمله

    اعراب در این آبادی آرام، که بستر خوبی برای کشاورزی و بازرگانی داشته، به سر می بردند.

    از یادداشت های محققین و سیاحان چنین استنباط می شود که کوهبنان در سده های پنجم تا نهم

    هجری از لحاظ صنعتی، بازرگانی و علمی شهر مهم و پررونقی بوده است . بعد از تسلط اعراب در

    اولین سلسله های حکومتی که در ایران تشکیل شد کوهبنان در هر دوره ای به نحوی مطرح بوده است.

    کوهبنان در فراز و نشیب تاریخ، با وجود آشفتگی ها و تاخت و تازهای حکام و پادشاهان و بلاهای

    طبیعی همچنان پابرجا مانده و هویت خود را با به جا گذاردن آثار گران بها و میراث فرهنگی شایان

    توجهی حفظ نموده – وجود قلعه ها، برج ها، باروها و استحکامات به جا مانده نشانی از علاقه مندی به

    حراست از مال و جان و ناموس خود، مساجد و تکایا و اماکن مذهبی به منظور حفظ شعایر دینی،

    سنگ نوشته ها، گچ بری ها، اشعار و کتب به جا مانده، آثار هنری، احداث قنوات و وجود آسیاب

    های متعدد و احیاء زمین های قابل کشت دلیل بر خودکفایی مردم کوهبنان بوده است.

    این دست آوردها که حاکی از عشق به زندگی و انتقال آن به آیندگان است، مرمت و نگهداری جدی

    آنان را می طلبد و لازم است فلسفه وجودی چنین آثاری برای هرنسل و هر دوره تفهیم گردد . به قول

    استاد باستانی پاریزی:

    این خط جاده ها که به صحرا نوشته اند یاران رفته با قلم پا نوشته اند

    این سنگ قبرها، همه سربسته نامه هاست کز آخرت، به مردم دنیا نوشته اند

    با مطالعه آن چه محققان نگاشته اند دانسته می شود که مردم این منطقه از استان، از ریشه ی ایرانی

    (آریایی) می باشند.

    به گفته استرابوا؛ آداب و رسوم و زبان مردم ایالت کرمان مشابه مادها و پارس ها است هرچند ممکن

    است مهاجرانی از اعراب، که قبل و بعد از اسلام به کرمان آمده اند و در نقاطی از این منطقه نیز

    سکونت گزیده باشند به عنوان مثال سادات کوهبنان که از قرن ها پیش در این شهر ساکن بوده اند و

    بی شک از مهاجران مسلمان عرب هستند که به تدریج زبان فارسی را برای تکلم برگزیده اند. ۱

    همچنین در کوهبنان نیز مانند شهرها و آبادی های مناطق دیگر، اقلیتی از زرتشتیان سکونت داشته اند

    و وجود چشمه گبری و نام خانوادگی (کوهبنانی) که فرزندان ارباب بهمن سام در یزد و تهران داشتند

    که در صحرای جزیره در دهم بهمن ماه « سده سوزی » خود دلیل این مدعاست و نیز مراسمی چون

    به « خواجه خضر » هرسال برگزار می شد و در این مراسم سده سوزی، از شب پیشین چراغی را در محل

    این منظور روشن میکردند که برای آتشزدن هیزمهای انباشته شده در صحرای جزیره استفاده میشد.

    کشف آثار باستانی در اطراف و اکناف کوهبنان، دلیل قدمت تاریخی این شهر است و سنگ نبشته ها

    (از جمله سنگ نبشته کوه خانقاه) بدون شک کوهبنان را مأمن و جایگاه عرفان و تصوف دانسته اند.

    چنان چه اکثر اکابر، سلاطین و اهالی روی زمین و مجاوران مکّه ی مبارکه و مدینه ی طیبه مسافران

    عراق و خراسان و آیندگان از عربستان و ترکستان، به صحبت شریف قطب الاولیاء و الواصلین شیخ

    برهان الدین کوهبنانی، مایل و افاضات با برکتش را سائل بودند.

    این شهر از نظر فرهنگی و تاریخی همیشه مظهر علم و دانش و عرفان بوده است و همواره فرهنگ از

    طریق خانقاه، مکتب خانه ها و مجالس وعظ و پند جایگاه ویژه ای داشته است . اکنون نیز مفتخر به

    وجود دانشمندان و علمای معاصری می باشد که موقعیت فرهنگی خود را همچنان حفظ نموده است .

    در حال حاضر نیز افراد و شخصیت های تحصیل کرده و دانش ان دوخته در اقصی نقاط میهن اسلامی و

    سایر بلاد و کشورهای مختلف مشغول خدمت به خلق خدا هستند که اگر روزی بنا باشد این افراد به

    سرزمین مادری خود فراخوانده شوند سخنی گزاف نگفته ایم که به اندازه ی جمعیت کنونی شهر باشند

    که زمانی در مکتب خانه ها و مدارس این شهر از مح ضر عرفا و فضلا کسب فیض نموده اند و الان به

    اطراف و اکناف پراکنده اند . شاید این نوشته مختصر فتح بابی باشد برای کسانی که از شهر و دیار خود

    دور هستند و به هر صورتی که برایشان ممکن باشد از هیچ کوششی دریغ نورزند.

    خدای داند و من دانم و تو می دانی که من چگونه به دیدارت آرزومندم ۲

    ۱

    به نقل از کتاب سیری در جغرافیای تاریخی زرند و کوهبنان- تألیف کردی کریم آبادی

    ۲

    افضل الدین کوهبنانی

    نگاهی به کوهبنان قدیم

    : کوهبنان پیش از تاریخ ۱

    کوهبنان یا کوبنان، در حال حاضر شهرستانی است که در ۹۵ کیلومتری شمال غربی زرند از استان

    کرمان واقع است . ارتفاع آن دریا ۱۹۸۵ متر و دارای آب و هوایی کوهستانی است . کوه های کمر

    آسیاب و سرخ در شمال در جنوب غربی آن قرار دارد.

    کوه های بلندترین نقطه کوهبنان همان کوه مشهور کوهبنان است که ۳۶۶۰ متر ارتفاع دارد و به کوه

    داودان مشهور است . در این کوه گیاهان مختلفی می روید که در گذشته به عنوان دارو از آن ها استفاده

    می شده است و به همین دلیل آن را داودان نامیده اند.

    در زمان مقدسی، شهر کوچکی بود که دو دروازه داشته است و حومه بزرگی که در آن حمام ها و

    کاروانسراها قرار داشته اند و مساجد شهر که در یکی از این دروازه ها و در باغی واقع بوده که تا پای

    کوههای مجاور ادامه داشته است (مقدسی قرن چهارم ). به قول یاقوت این محل به واسطه داشتن توتیا

    مشهور بود و توتیای آن به تمام کشورهای جهان صادر می شده است . مارکوپولو نیز از آن دیدن کرده

    کوهبنان شهر بزرگی است که در آخرین نقطه خاک کرمان قرار دارد، » : و درباره آن چنین گفته است

    آهن، فولاد، توتیای فراوان دارد، و از ص نایع دستی آن آئینه های بزرگی است که در بازار شهر به

    ( فروش می رسد. (دائره المعارف مصاحب ص ۲۳۲۳ ج ۲

    تا دوره هولوسن « نیمه خشک » دشت وسیع منطقه کرمان و بهاباد به نظر می رسد که در طول دوره اقلیم

    قدیم شکل گرفته باشد . در شمال این منطقه کوهبنان واقع است و همچنین منطقه شهر (Holocene)

    کرمان که در حال حاضر دارای آب و هوایی خشک و بسیار نزدیک به کویری است، رسوباتی از

    دریاچه ای با آب شور و همچنین رسوبات آب شیرین همراه با آثار گیاهی فراوان به دست آمده است

    که نشان دهنده ی آن است که در گذشته میزان بارش و رطوبت بیشتر از امرو ز بوده است . در مطالعه

    زمین شناسی دوران چهارم در منطقه کرمان و جنوب شرق ایران مرکزی آثار تخم شترمرغ و گونه ای از

    دوزیستان و انواعی از گیاهان مختلف یافته شده که خود بر وجود شرایطی مرطو ب تر در این نقاط در

    گذشته است . دکتر احمد معتمد نیز در بررسی ماسه های امروز ی وجود شرایط مرطوب تری را در

    ( گذشته این نقاط تایید کرده است. ( ۱۳۵۳

    و تورب (Mari) نظر ذیل تایید دیگری است : در این منطقه وجود لایه های سنگ های رسوبی آهکی

    که به نظر می رسد در آخرین دوره باران تشکیل شده باشند، و از نظر مقدار باقیمانده های (Peat)

    ۱

    - رفیعفر جلالالدین- کوهبنان پیش از تاریخ

    گیاهی (قارچها، سرخس ها) و همچنین نرم تنان بسیار غنی می باشند، و در دوره آب و هوای مرطوب

    تشکیل شده اند.

    پس از انجام یک سلسله بررسی های (Hucd Ride) یک زمین شناس آلمانی به نام هوکدرید

    زمین شناختی در منطقه کوهبنان موفق به کشف و شناسایی دو محل باستانی گردید که قدمت آن ر ا به

    ( نسبت می دهند . ( ۱۹۶۱ (Proto Neolithic) دوره های مزوتیک (میان سنگی) و آغاز نوسنگی

    عمده آثار بدست آمده از این دو محل عبارتند از تعدادی ادوات سنگی که ریزابزارهای هندسی را

    به این مجموعه م یتوان تعدادی سنگ های .(Micralalithes Geimetriques) شامل می شوند

    مادر مخروطی شکل بسیار زیبا و ظریف نیز اضافه نمود . این آثار در کناره ی شرقی رودخان ه های

    کوهبنان، و در مجاورت خرابه های یک امامزاده و یک قبرستان دوران به دست آمده که در حقیقت

    زیستگاهی بوده که به دوره ی میان سنگی تعلق داشته است.

    یک تپه با شیب کم و با ارتفاع حد ود ۴ متر نیز که از نظر ریزابزارهای هندسی شکل بسیار غنی بوده

    توسط هوک رید شناسایی شده است . در این دو محل هیچ گونه اثری از حضور سفالیه و یا ظروف

    سنگی و وسایل مشخص کننده یک فرهنگ دوره نوسنگی (هاون، سنگ ساب و …) به دست نیامده

    است که بتواند معرف و مشخصکننده یک فرهنگ دوره نوسنگی باشد.

    به استثناء چند تیغه سنگی هندسی شکل که در نزدیکی چشمه ای که در فاصله ۶ کیلومتری جنوب

    شرقی کوهبنان واقع است (احتمالاً همان چشمه گبری است که احمد روح الامینی آورده است ) و به

    نظر می رسد که به همان فرهنگ تعلق داشته باشد، پدیده های دی گری که مشخص کننده دوره پارینه

    سنگی باشد شناسایی نشده است.

    « تشریح و تحلیل صنایع سنگی در کوهبنان پیش از تاریخ »

    (Silex) الف مواد اولیه : عمده مواد اولیه به کار رفته در صنایع کوهبنان را سنگ آتش زنه

    تشکیل می دهد. این سنگ از سنگ های رسوبی است که در منطقه به وفور یافت می شود. در این صنایع

    به تعداد بسیار کمتر کواترز (خارا) در رنگ های مختلف (قهوه ای، زرد شکلاتی، قهوه ای مایل به قرمز،

    صورتی و شیری ) بهره گرفته اند و این سنگ ها فراوانند . سرانجام سنگ دیگری از نوع سنگ های

    آتشفشان که ابسیدین نامیده می شود مورد استفاد ه قرار گرفته است . سنگ اخیر از نوعی ابسیدین به

    رنگ سبز روشن بوده است . میزان استفاده از ابسیدین در کوهبنان به نسبت دو سنگ دیگر بسیار کمتر

    است. شاید علت اصلی آن دوربودن معادن آن از کوهبنان بوده باشد . هنوز تعداد معادن شناخته شده

    این سنگ در ایران بسیار اندک است . در شرق مرکز ایران تاکنون چهار محل حاوی این سنگ

    شناسایی شده اند که فاصله نزدیکترین شان به کوهبنان به حدود بیش از ۲۰۰ کیلومتر می رسد .

    (راه هوایی) این چهار محل عبارتند از:

    معدن بین طبس و نای بند که در ۲۰۰ کیلومتری شمال غربی کوهبنان واقع اند و همچنین کمی به

    (Aodumd.B. طرف جنوب در شمال خود ( ۱۹۲۷

    (Stratil Sauver -2 معدن بصیران واقع در ۱۵۰ کیلومتری جنوب بیرجند ( ۱۹۵۶

    (Beale -3 معدن بم که در ۵۰ کیلومتری جنوب بم واقع است و با کوهبنان فاصله زیادی دارد. ( ۱۳۷۳

    معدن فشارک در شمال شرقی اصفهان که فاصله آن با کوهبنان به بیش از ۴۰۰ کیلومتر می رسد .

    ( (دکتر حسین معین وزیری و علی احمد ۱۳۶۷

    استفاده از این سنگ در کوهبنان آن دوره، حتی به مقدار کم، وجود یک سیستم ارتباطی (تجاری) بین

    منطقه و مناطق دیگر را در هزاره نهم پیش از میلاد محقق م ی سازد، که در جای خود به آن خواهیم

    پرداخت. (به نقشه مراجعه شود)

    ب: تکنولوژی ساخت صنایع : حضور سنگ های مادر بسیر زیبای مخروطی شکل نشانگر استفاده

    در ساخت ادوات سنگی است . این سنگ های مادر به اندازه های متفاوت، « فشار مماس » از تکنیک

    .(۲۳ گاهی بسیار کوچک ( ۱۹ تا ۲۵ میلی متر طول ) و در اندازه های بزرگتر نیز به دست آمد ه اند. (شکل ۲۷

    نیز استفاده « فشار ضربه ای یا پرتابی » چنانچه از تصاویر هوک رید بر می آید به احتمال زیاد از تکنیک

    می شده است . نشانه های استفاده از تکنیک معروف میکروبورن که در ساخت ریزتیغه های هندسی

    از کوهبنان نیز به دست آمده است. (Burin-Micro) شکل به کار می رود

    ج: تیپولوژی ادوات:

    این تیغه ها .(Lames) -1 تیغه ها: اکثر ادوات جمع آوری شده از کوهبنان را تیغه ها تشکیل م یدهند

    ۱۵ ). خود استفاده از تکنیک فشار مماس -۱۶ -۱۷ -۱۸ که اغلب ظریف و باریک هستند ( ۱۲

    را تائید می کنند. از این تیغه ها که اغلب عرض شان از ۱۰ میلی متر تجاوز نمی کند و در طبقه بندی

    به نظر هوک رید برای بریدن .(Lamellas) انواع تیغه ها در دسته ریزتیغه ها قرار می گیرند

    ساقه های نباتی مورد استفاده قرار گرفته اند ( ۱۹۶۱ ). تعدادی از این ادوات دارای صافکار ی های

    ۱۸ ). نوع تیغه های ضخیم تر با - ۱۶ بسیار ظریفی بر روی یک یا دو لبه خود می باشند (شکل ۱۲

    صافکاری های کنگره ای شکل که خشن تر می نماید بسیار کمیاب است . تنها یک تیغه پشت دار

    گزارش شده است، که هوک رید آن را با ادوات فرهنگ ناتوفیان در (Lame a dos)

    ( (فلسطین) ۱ و شمال آفریقا قابل مقایسه دانسته است! (شکل ۱۳

    فراوانی وجود دارند که بعضی از آنها مدور و یا شبیه به ناختن شست (grattsirs) -2 تراشنده های

    تعداد معدودی از آن ها بر روی تیغه هایی ساخته شده اند که بر روی (unguifanme) می باشند

    (۱۹ -۲۰ – لبهشان صافکاری هایی تعبیه شده است. (شکل ۲۲

    (triangle) 48 ) مثلثی -۵۴ ۵۶) (Trapezes) -3 در بین ریزابزارهای هندسی انوا ع ذوزنقه ای

    ۳۱ ) به شکل آن ( ۴۲ (Croissant) 46-47 ) و هلالی ۵۷) (Mectanale) مستطیلی

    دست آمده است.

    که به نظر می رسد وسایل سوراخ کننده بوده اند (pointes) تعدادی تیغه های نوک تیز شده کوچک

    ۲۹ ) و به نظر هوک رید این تیغه ها به ادوات -۱۱-۱۰-۹ – به دست آمده است ( ۵۸ (percoirs)

    ناتوفیان شباهت دارند ! آنچه درباره تکنیک میکروبورن و بقیه ادوات همراهی که در کار تولید

    ریزابزارهای هندسی شکل م ی توان گفت آن است که تعداد آن ها در مقایسه با ادوات دیگر بسیار

    اندک است.

    معروف اند در صنایع کوهبنان در (Buyrins) لازم به ذکر است که به حضور ادواتی که به اسکنه

    گزارش هوک رید اشاره ای نشده است.

    « آثار پیش از تاریخ کوهبنان و موضوع توسعه فرهنگ »

    به نظر هوک رید فرهنگ کوهبنان با فرهنگ ناتوفیان ( ۱۰ هزار سال پ .م) مشابهت هایی دارد، این

    مشابهت ها از طریق مقایسه صنایع سنگی براساس ریزابزارهای هندسی شکل مشخص شده اند . که البته

    وجود چنین مشابهت هایی برای پذیرفتن ارتباطات فرهنگی بین این دو منطقه در آن زمان با این فاصله

    کاملاً کافی به نظر نمی رسد. از طرف دیگر کالدول صنایع کوهبنان را با صنایع به دست آمده از منطقه

    موسیان (جنوب غربی ایران ) قابل مقایسه می داند ( ۱۹۶۷ ). چنین به نظر می رسد که کالدول و هوک رید

    انجام و اعلام نکرده باشند، زیرا « فرهنگی تکنولوژی » هیچیک این نظرات را بر اساس مطالعات

    مطالعه تکنولوژی کوهبنان مسائل بیشتری را روشن می کند که در زیر به اجمال به آنها اشاره م یکنم.

    همانطوری که ملاحظه گردید، بخش مهمی از ادوات سنگی کوهبنان با استفاده از تکنیک (فشار

    در آمریکا CRABTREE D.E. ساخته شده اند . تحقیقات (Taille par press ion) ( تماس

    ۱۳۷۶ ) در فرانسه درباره ی استفاده از این تکنیک که در اغلب م وارد در ) j. TIXIER 1968 ) و )

    ۱

    تمدن آخرین مرحله دوره پار ینه سنگی در منطقه سواح ل شرقی دریای مدیترانه (لوانت) است. قدمت این فرهنگ به حدود ۱۲۰۰ سال

    پیش می رسد و همعصر با فرهنگ زارندین در دامنه های زاگرس است.

    ساخت صنایع از نوع ریزابزار به کار گرفته شده است، به دوره اپی پالئوتیک ۱ و نئولتیک تعلق دارد .

    خاستگاه اصلی این تکنیک را باید در شرق افغانستان جستجو نمود . زیرا قدیمی ترین ادوات ساخته شده

    با قدمتی حدود ۱۶۶۱۵ سال (Ag Kupruk) با این تکنیک در افغانستان از محلی به نام آق گوپرک

    (Davis.R.S. پیش به دست آمده است. ( ۱۳۷۶

    (Nucleus از مشخصات اساسی این تکنیک م ی توان به تولید سنگ های مادر فشنگی شکل

    .(Tixier تیغه ها و ریزتیغه هایی با لبه های تقریباً موازی نیز اشاره نمود ( ۱۹۸۴ Fosiform)

    همان طوری که قبلاً اشاره گردید، هر سه مشخصه فوق در کوهبنان به دست آمده که حضور این

    تکنیک و استفاده از آن را در این محل، تائید م ی کند. اهمیت این مساله در آن است که در حال حاضر

    کوهبنان از نظر زمانی قدیمی ترین محل شناخته شده در ایران است که از این تکنیک استفاده کرده

    است. اطلاعات موجود از مح ل های باستانی مشرق ایران، وجود استفاده از این تکنیک را در بلوچستان

    نیز تائید می کند. (MEHRGARH) و پاکستان در محلی بنام مهر گره ۲

    در مطالعاتی که (M.L. Inizan) و ماری لوئیزانیزان (M. Lechevaller) مونیک لوشواله

    درباره آثار سنگی مهرگر ه انجام داده اند استفاده از این تکنیک را در تمام دوره های تمدنی آن (از

    با تمام مشخصات و ویژگی های خاص آن تائید کرده اند (l.Vll هزاره هفتم تا اواسط هزاره سوم

    .(۱۹۸۵)

    عمده محصولات سنگی مهرگر ه که با تکنیک ساخته شده اند عبارتند از تیغه و ریزتیغه ها و تراشه ها

    که به ندرت به شکل ابزار درآمده اند، در واقع ضایعاتی هستند که در هنگام آماده کردن (echats)

    سنگمادر با این تکنیک تولید می شوند . محصولات تیغه ای شکل در مهرگر ه دارای لبه های نسبتاً

    به lll تا l موازی و منظم هستند (تیغه ها عرضشان کمتر از ۱۰ میلی متر است ) اکثر تیغه ها را در دوره های

    فراوان ترند. IV تا VII دست آورده اند. درحالی که تیغه های عریض تر در دوره

    ریزتیغه ها اغلب دارای یک انحنای نسبتاً محسوس اند که این ویژگی تراش ریزتیغه های ساخته شده از

    روی سنگ مادر مخروطی شکل گرفته شده است . سنگ های مادر ابعادشان کوچک است و اغلب از

    نوع مخروطی شکل با مقطع مدور یا بیضی شکل اند ( ۱۹۸۵ ). در این جا باید گفت که در حقیقت

    استفاده از این تکنیک در مهرگر ه زیاد عجیب به نظر نمی رسد زیرا دوره ی نوسنگی در مهرگر ه با

    ۱ اپی می پالئوتیک که معادل مزولتیک به کار رود در فارسی به دوره میانسنگی معروف است. تاریخ این دوره در خاورمیانه بین ۱۰ تا ۱۲

    هزار سال(پم) تعیین شده است.

    ۲ این محل از سال ۱۹۴۷ توسط ژاریتر حفاری شده است. وسعت آن حدود ۲۰۰ هکتار می باشد. قدیمی ترین آثار آن به دوره نوسنگی بدون

    پ.م) می رسد و جدیدترین آن به دوره بتر تعلق دارد. ضخامت رسوبات باستانی آن ۷ متر تعیین شده است.) Vll) سفال هزاره

    خصیصه های این دوره در ایران کاملاً مطابقت می کند . از طرف دیگر عناصر مشابهی (ذوزنقه ای

    شکل ها با مقطع مقعر) در محل های باستانی شمال افغانستان و تاجیکستان قابل مقایسه اند.

    در منطقه کرمان در جنوب شرقی شهر بم (l.de Heizelin) بررسی های انجام شده توسط دهیزلین

    در کناره رودخانه یفهرج هیچ نشان ه ای از وجود این تکنیک گزارش نکرده است . البته این آثار به

    تعلق داشته اند. همچنین در دره بردسیر و در دره ی لاله زار نیز آثار (Mousterin) فرهنگ موستر ین ۱

    (J.de Heizelin . قابل توجهی که وجود استفاده از این تکنیک را نشان دهد گزارش نشده است

    ۱۳۵۳ . اما در غرب ایران قدیمی ترین آثار استفاده از این تکنیک را باید در شمال خوزستان در )

    منطقه دهلران مشاهده نمود . در این منطقه نشانه های آشنایی با این تکنیک از قدیمی ترین دوره استقرار

    دائم بشر ( ۷۵۰۰ پ .م) به وضوح دیده می شود. تعداد زیادی تیغه های ظریف ساخته شده با این تکنیک

    در کنار سنگ های مادر فشنگی شکل بسیار ظریف که از نوع بسیار مشخص کارکرد ای ن تکنیک

    است، در بین بازمانده های تپه علی کش وجود دارد که استفاده از این تکنیک را در غرب ایران و در

    در دامن ههای زاگرس به جز در یم محل (F.Hole etal هزاره هشتم پ.م. تائید می کند. ( ۱۹۶۹

    (Pullar.j- (تپه عبدالحسین ) در کرمانشاه که آثار استفاده از این تکنیک فراوان به دست آمد ه

    ۱۹۹۰ تقریباً نشانه قابل توجهی از به کارگیری این تکنیک تا قبل از اوایل هزاره هفتم پ .م دیده )

    ( نمی شود. (ج. رفیع فر ۱۳۷۱

    به طوری که ملاحظه گردید هم در جنوب شرقی ایران (مهرگرد ) و هم در غرب ایران (خوزستان و

    دامنه های زاگرس ) آثار استفاده از این تکنی ک از کوهبنان جدیدتر است . بنابراین کاملاً منطقی به نظر

    که احتمالاً در اصل تکنیکی شرقی بوده است . در حدود هزاره نهم « فشار مماس » می رسد که تکنیک

    در این (j.RAFIFAR پ.م از آق کوپروک (افغانستان) به منطقه کوهستان وارد شده باشد. ( ۱۹۲۷

    خصوص استفاده از سنگ ابسیدین در کوهبنان همزمان با ورود این تکنیک قابل توجه است زیرا همان

    طوری که اشاره شد نزدیک ترین معدن این سنگ به کوهبنان معدن بصیران و طبس است . هک در بین

    فرهنگی » راه آق کوپوک و کوهبنان واقع شده است . (نقشه ) از طرف دیگر با تکیه بر شواهد

    بسیار متحمل است که این تکنیک در هزاره هشتم از شرق ایران (کوهبنان) به طرف غرب « تکنولوژی

    ایران برده شده باشد و ابتدا در دهلران و سپس به طرف شمال یعنی بخش مرکزی کوهپایه های زاگرس

    (در اوایل هزاره هفتم ) انتقال یافته باشد . در این باره دو پدیده دیگر می توانند احتمال وجود چنین

    ارتباطاتی را بین غرب و شرق ایران قوی تر سازد:

    ۱ این واژه از غاری در فرانسه به نام موسیته گرفته شده . در این غار آثار قابل توجهی از انسان های دوره پارینه سنگی یا نه (بین ۱۰۰ تا ۳۵

    هزار سال پ.م) به دست آمده که فرهنگ مشخص این دوره به این نام معروف است.

    وجود استفاده از ابسیدین در دهلران که برخی از آن ها می توانند منشاء شرقی داشته باشد .

    (معدن اصفهان؟)

    وجود سنگ فیروزه در دهلران که نزدیک ترین معدن شناخته شده آن در نزدیکی یزد واقع

    (Beale است، یعنی بین راه کوهبنان و دهلران ( ۱۹۷۳

    از طرف دیگر احتمال اینکه این تکنولوژی در هزاره هفتم از کوهبنان به طرف جنوب شرقی و به

    پاکستان انتقال پیدا کرده باشد کم نیست و شواهد مهرگر ه به طوری که ملاحظه گردید می تواند به

    خوبی نشانگر آن نیز باشد اما درباره مهرگر ه آثار حضور و استفاده از ابسیدین گزارش ن شده است . در

    ۶۵۰۰ منطقه جنوب کوهبنان بجز یک محل باستانی (تپه یحیی ) واقع در حوضچه رودشور ( ۶۱۰۰

    در (C.C.Lamber Karlovsky پ) که حاوی مقدار کمی ابسیدین بوده است ( ۱۹۷۳

    محل های دیگر شناخته شده مانند تپه شهداد، تل ابلیس و هیچ گونه اثری از وجود ابسیدین گزارش

    نشده است . قدمت این دو محل اخیر به مراتب کمتر از تپه یحیی و ب ه خصوص مهرگره بوده است و به

    پ .م تعلق دارند . به هر ترتیب غیبت ابیسیدن در این دو محل می تواند نشانگر آن نیز باشد که IV هزاره

    از هزاره چهارم به بعد عناصر دیگری در صنعت وارد شده جای صنایع سنگی را گرفت ه باشند که در این

    منطقه بدون شک فلز مس و استفاده از آن با توجه به معادن غنی آن در منطقه بیشترین بخت را برای

    جایگزینی این سنگ ها داشته اند. البته اظهارنظر دقیق و قاطع درباره دوره نوسنگی منطقه بسیار اندک

    است و ب ه جز محل باستانی کوهبنان که آثار اوایل دوره نوس نگی را ارائه کرده است، آثار دیگری

    نمی شناسیم که از این دوره به جای مانده و شناخته شده باشد.

    از نخستین زمان های دوران نوسنگی (نظیر آنچه در » : دکتر منصور سیدسجادی در این باره می گوید

    بلوچستان و پاکستان، در مهرگر ه دیده شده است ) نیز اثری موجود نیست . کهن ترین م حوطه های

    م سجادی ) « باستانی شناخته شده منطقه پس از دوران پارینه سنگی محوطه های دوران فلز است

    (۱۳۶۷

    بنابراین با توجه به اطلاعات موجود، اینکه کوهبنان یکی از اجتماعات مهم دوران مربوط در شرق ایران

    امروزی بوده تقریباً قطعی است و احتمال آن نیز بسیار است که کوه بنان یکی از مراکز توسعه فرهنگ

    و تکنولوژی در جنوب شرقی منطقه و همچنین غرب و دامنه های زاگرس بوده باشد . البته این نظریه

    می تواند با شناسایی و مطالعه محل های باستانی جدید مربوط به دوره نوسنگی و میان سنگی در منطقه

    مورد تائید بیشتر قرار گیرد، البته این در حالی است که دلایل ارائه شده در این گفتار مجدداً در

    محل های جدید نیز مشاهده گردد و در غیر این صورت می توان منتظر نظرات جدیدی در این باره بود

    onvan

    برو بالا